Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :faeze moradi
تاریخ:چهارشنبه 21 خرداد 1393-12:57 ب.ظ

میلاد حضرت مهدی (عج)

یا رب عید است عطا بر همه ده /بر ماتم واندوه همه خاتمه ده
پایان غم همه ظهور مهدی ست/تعجیل فرج به مهدی فاطمه ده
میلاد پر برکت حضرت صاحب الامر مهدی فاطمه (عج) تهنیت باد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:سه شنبه 20 خرداد 1393-12:41 ب.ظ

الهی بودن حكومت مهدوی


در باب حكومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید گفت مبنای چنین حكومتی براساس حق الهی است؛ از این رو حكومت مهدوی، حكومتی الهی است. در روایات اسلامی بر این امر تصریح شده است. امامت از منظر شیعی، منصبی الهی است كه توسط خداوند تعیین شده و پیامبر گرامی اسلام، مامور ابلاغ آن می‌باشد: (یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّك‏). [1]
عدم ابلاغ آن نیز به معنای عدم انجام وظیفه رسالت خواهد بود. در قرآن كریم نیز بر این امر تصریح شده است: (وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ (5))[2]
طبق این آیه، این اراده قطعی و تخلف ناپذیر الهی است كه حكومت آخر زمان از آن امامان حق باشد. در روایات اسلامی نیز بر الهی بودن منصب حكومت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف تصریح شده است.
در مهم‌ترین روایتی كه از پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم نقل شده، آن حضرت بر مبعوث شدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از جانب خداوند تصریح كرده است. طبق این حدیث، اگر از عمر جهان جز یك روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولانی خواهد كرد، تا فردی از فرزندان آن حضرت از جانب خداوند مبعوث شده و زمین را از عدل و داد پر نماید؛ چنان‌كه از ظلم و جور پر شده است. این روایت، تأكید بر مأموریت الهی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از سوی خداوند را می‌رساند.

جهانی بودن حكومت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف

حكومت در طول تاریخ، به گونه‌های مختلفی تقسیم شده است. یكی از این تقسیمات، تقسیم‌بندی آن به لحاظ قلمرو و گستره آن می‌باشد. به لحاظ قلمرو، می‌توان حكومت‌ها را به سه گونه اصلی حكومت‌های شهر محور، حكومت‌های ملی و حكومت‌های جهانی تقسیم كرد. حكومت‌های شهر محور، بیشتر در عصر باستان ـ به‌ویژه در یونان باستان ـ تحقق داشته‌اند. نظام‌های قبیله‌ای نیز شكل بومی و دیگری از این حكومت‌های كوچك محسوب می‌شود. این‌ها همگی قلمرو محدودی داشته و در شهر یا قبیله محدود می‌شدند.
گونه دیگر حكومت، حكومت‌های ملی است. حكومت‌های ملی، غالباً محصول دوران مدرن هستند. این حكومت‌ها قلمرو خویش را براساس مفهوم جدیدی از ملیت بنا گذاشتند كه از مفاهیم عمده در انقلاب فرانسه بوده است. پس از پیروزی انقلاب فرانسه، به تدریج دولت‌های ملی با شعار ملی‌گرایی شكل گرفته و ساكنان یك سرزمین با قلمرو معین با زندگی تحت یك حكومت مشترك، نمونه حكومت‌های ملی را ارائه كردند. در این حكومت‌ها، مبنای وفاداری در جامعه، به جای سنت‌های گذشته و نسبت‌های قبیلگی و خونی، بر پذیرش زندگی در یك قلمرو جغرافیایی مشترك استوار بوده است.
حكومت‌های جهانی، داعیه حكومت و زندگی در قلمرو فراگیر جهانی را دارند. در گذشته برخی حكومت‌ها چنین شعاری را مطرح می‌كردند؛ مانند قلمرو امپراتوری اسكندر مقدونی كه سعی داشت آن را تا اقصا نقاط جهان گسترش دهد. امپراتوری‌های دیگری نیز در طول تاریخ بوده‌اند كه داعیه حكومت بر سراسر جهان را داشته‌اند؛ اما آن‌ها غالبا نتوانستند چنین آرزویی را محقق سازند.
البته در طول تاریخ، اندیشه‌ها و مكاتبی نیز بوده است كه در عمل، فرصت تحقق ایده‌های خویش را نداشتند؛ اما در مقام اندیشه و نظر، خواهان تشكیل حكومت جهانی بودند. قدیمی‌ترین اندیشه‌های حكومت جهانی را می‌توان در اندیشه جهان وطنی[3] رواقیون در یونان قبل از مسیحیت دانست. ادیان نیز در صدد تشكیل حكومت جهانی بودند. از ادیانی كه فرصت تشكیل حكومت را به دست آوردند، اسلام چنین داعیه‌ای را به صورت علنی و آشكار مطرح كرده است. تعالیم اسلامی مخاطب خود را جهانیان قرار داده است:
(وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ (107))[4]
سیره عملی پیامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم نیز دعوت جهانیان بوده است. ارسال سفیران مخصوص به سوی حاكمان زمان خویش، خود نشانة بارز این امر بوده است. خداوند نیز امت اسلامی را امت واحد یاد كرده و تنها دین حق را دین اسلام خوانده است.
هرچند حكومت فراگیر جهانی اسلام در گذشته تحقق نیافت، در تعالیم اسلامی مطرح شده است كه در آینده حتماً چنین حكومتی محقق خواهد شد. تعابیر مختلفی در متون اسلامی وجود دارد كه بر این امر تصریح كرده است. نمونه‌ای از این تعابیر را بررسی می‌كنیم:
1. تعبیر «ارض»: یكی از این تعابیر، استفاده از كلمه «ارض» در قرآن و حدیث می‌باشد. در قرآن كریم، بیش از 400 بار از تعبیر ارض استفاده شده است كه همگی آن‌ها بیانگر كلیت كره خاكی است. در آیاتی كه بر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و حكومت وی دلالت دارند، نیز از تعبیر ارض استفاده شده است. نمونه بارز آن عبارت است از:
(وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ (105)). [5] طبق این آیه، صالحان، وارثان كل زمین خواهند بود.
2. پیروزی اسلام بر تمام ادیان: یكی از ادله جهانی بودن حكومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف غلبه اسلام بر تمامی ادیان باطل خواهد بود. طبق آیه شریف 33 سوره توبه، خداوند در صدد غلبه بخشیدن دین اسلام بر تمام ادیان دیگر بوده است:
(هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (33)). [6]
این آیه، عیناً در سوره صف تكرار شده است و با تفاوت جزیی در پایان آیه، در سوره فتح آمده است. براساس این آیه، خداوند، پیامبر خویش را با هدایت و دین حق ارسال كرده است تا آن را بر تمام ادیان غالب كند. بدون تردید، چنین امری تاكنون محقق نشده است و طبق روایات اسلامی، در دولت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف محقق خواهد شد.
3. خلافت صالحان بر زمین: در سوره نور، خداوند چنین وعده‌ای را مطرح كرده است:
(وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْض‏)[7] طبق این آیه، خداوند وعده داده است مؤمنان دارای عمل صالح را حاكم بر زمین قرار دهد.
4. پر شدن زمین از عدل و داد: از ادله دینی برای جهانی بودن حكومت مهدوی، تعبیر به «یملأ» در روایات اسلامی است. طبق این روایات، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زمین را ـ پس از آن‌كه از ظلم و جور پر شده است ـ از عدل و داد پر خواهد كرد.
این‌ها نمونه‌ای از ادله دینی برای جهانی بودن حكومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد. البته باید توجه داشت در این زمینه، ادله عقلی و كلامی گسترده‌ای وجود دارد كه به تناسب فرصت، صرفاً به نمونه‌هایی از آن‌ها اشاره شد. در شماره بعد، تلاش خواهیم كرد ویژگی‌های دیگر حكومت جهانی مهدوی را بررسی نماییم.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:سه شنبه 20 خرداد 1393-12:40 ب.ظ

حكومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مفهوم‌شناسی حكومت

حكومت، در اصطلاح سیاسی، بیانگر قوه حاكمه یك جامعه می‌باشد. هرچند در مواردی حكومت با دولت مترادف به كار رفته است، حكومت از دولت متمایز می‌باشد. حكومت، صرفاً بیانگر ساختار قدرت در جامعه و ویژگی‌های هیأت حاكمه است؛ از این جهت، حكومت، بیانگر ادعای حق حكمرانی در جامعه می‌باشد. چنین ادعایی، به صورت‌های مختلفی مطرح می‌شود. گاه چنین ادعایی، صرفاً ناشی از سنت‌های یك جامعه است؛ گاه بر اساس داعیه‌های دینی و الهی صورت می‌پذیرد. چنین حكومت‌هایی، حكومت دینی خوانده می‌شود. برخی حكومت‌ها، صرفاً براساس قرارداد اجتماعی یا قانون وضع شده شكل گرفته‌اند. چنین حكومت‌هایی دموكراتیك یا مردمی خوانده می‌شوند؛ گاه حكومت‌ها صرفاً براساس ادعای حق موروثی شكل می‌گیرند، گاهی نیز حكومت‌ها مبتنی بر زور و دیكتاتوری هستند. در هر كدام از این حكومت‌ها، نوعی ادعای حق حكمرانی بر مردم وجود دارد؛ اما آن‌ها هر كدام به شیوه‌ها و مبانی مختلف چنین ادعایی را مطرح می‌كنند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:سه شنبه 13 خرداد 1393-12:03 ب.ظ

3 خاطره از امام خمینی (ره)

حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای محمد حسین اشعری فرزند مرحوم آیت الله علی اصغر اشعری قمی - از همدرسان امام راحل - چهره ای آشنا بیشتر برای قمی هایی هستند که در طول سالها ی پس از انقلاب، شاهد خدمات ارزنده ایشان برای بهبود بخشیدن به اوضاع درمانی این شهر بوده اند. ایشان می گوید تاریخ تولدش در شناسنامه 30/12/1319 اما فی الواقع شهریور 1320است. پدر ایشان هم در سال 1320 ق 1282 ش به دنیا آمده است.
پدر ایشان با امام خمینی هم دوره و هم درس بوده اند. به علاوه این دو رفیق بوده و به گفته آقای اشعری، پدرش همیشه از انضباط و لباس خوب امام به نیکی یاد می کرد. این دو در اراک جزو شاگردان مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری بودند و زمانی که حاج شیخ به قم آمد، این دو به همراه دیگر شاگردان حاج شیخ به قم آمدند.
در دو هفته نخست ماه شعبان سال 1426 (شهریور 1384) که به عمره مشرف بودم، توفیق همراهی جمعی از اساتید و دوستان از جمله جناب آقای اشعری نصیب بنده شد. فرصت را مغتنم شمرده از ایشان که می دانستم مورد علاقه و اعتماد امام خمینی بود خواستم تا خاطراتش را از امام باز گوید. هدف آن بود تا بتوانم از لابلای این گفته ها با گوشه ای از سیره امام آشنا شوم و هدیه ای به دوستداران امام تقدیم کنم. ایشان نیز پذیرفت و البته نه به صورت منظم آنچه را از حضرتش به یاد داشت برایم بیان کرد. زمانی که بازگشتیم اسنادی را که در گوشه و کنار بود گردآوری کرده برای بنده آورد تا از آنها استفاده کنم. در میان آنها چند سند خوب وجود داشت که از آن جمله دو نامه از امام به پدر ایشان بود. به علاوه گواهی نامه های اجتهاد پدر از زبان مراجع وقت و نیز تصدیق مدرسی پدرشان هم بود که آنها را هم تصویر گرفته در پایان این نوشتار خواهم آورد.


1 . سالی که امام از ترکیه به عراق رفتند، یکی دو ماه بعد من به عتبات مقدسه رفتم. از طریق غیر معمول و از سمت خرمشهر رفتم. دو ماهی که ماندم، تصمیم گرفتم معمم بشوم. مرحوم میرزا احمد انصاری هم آنجا بود. از من پرسید: شنیدم معمم بشوی؟ من حجره داشتم که جای برگزاری مجلس عمامه گزاری نبود. ایشان گفت: من دلم می خواهد مجلس را در خانه ما بگذاری. منزل خوبی داشت. این انصاری ها معتقد هستند که اشعری هستند. آقای انصاری به پدرم هم ارادت داشت و آن زمان پدرم هم زنده بود. از من پرسید: چه کسی را برای عمامه گذاری دعوت می کنی. ایشان خودش از مریدان آقای خویی و آقای روحانی بود. ما هم با خاندان روحانی نسبت داریم. آیت الله سید مهدی روحانی با مادرم پسر دایی و دختر عمه بودند. من گفتم که آیت الله حکیم با پدرم خیلی آشناست و هر بار که خدمت ایشان می رسم حتی از کوچکترین بچه های ما را سراغ می گیرد. برادرم را هم حتی ایشان معمم کرد. اما من روی آشنایی آقای خمینی با پدرم و سوابق او با پدرم ایشان را دعوت می کنم. ایشان به من گفت: شما ایشان را دعوت نکن. چون آقای خمینی در هیچ مجلسی تاکنون شرکت نکرده است. به علاوه آقای خمینی بازدید همه را پس داده الا من. (ایشان چون روی آقای سید محمد روحانی حساس بود) و بسا خانه من نیاید. من گفتم: من به ایشان می گویم، اگر آمد چه بهتر، اگر نیامد به فکر کسی دیگری می افتم. من رفتم خدمت آقای خمینی و گفتم می خواهم معمم شوم. ایشان تبسمی کرد و فرمود: دیر شده است. من به شوخی گفتم: پس نشوم؟ گفتند: نه. بعد من گفتم که می خواهم شما در مجلس بنده بیایید. ایشان مکثی کرد و گفت: می آیم. بعد پرسید: مجلس شما کجاست؟ گفتم: منزل آقای انصاری! مدت مدیدی تأمل کرد. و باز هم گفت: می آیم. گفتم من بیایم دنبال شما؟ ایشان فرمود: نه با مصطفی می آیم. ما رفتیم منزل آقای انصاری. مجلس مفصلی چیده بود با میوه و شیرینی و همه را هم با هزینه خودش ترتیب داده بود. دوستان زیادی آمدند. آقای خمینی و آقا مصطفی هم آمدند. حدود یک ساعت نشست که واقعا طولانی بود. زمانی که آقای قرحی سینی عمامه را جلوی ایشان گذاشت، ایشان یک سخنرانی مختصری هم فرمود.
ایشان فرمود: من چهل و شش سال است با پدر ایشان مربوط بودم و در خلال این 46 سال، مدتی پیش پدر بزرگ پدر ایشان یعنی مرحوم ملامحمد طاهر قمی درس می خواندیم. و مدت زیادی هم همدرس و هم بحث بودیم. بعد هم شروع به تعریف از خاندان ما کردند. بعد عمامه را گذاشتند و دعا کردند. بعد آقای خمینی رفت و حاج آقای مصطفی ماند. ایشان به شوخی گفت: آمبولانس را خبر کن. تا پدرم بود نمی توانستم چیزی بخورم. اما حالا می خورم.
این صحبت امام رابطه دوستی پدرم را با آقای خمینی نشان می دهد.

2 . چندین سفر من با آقای مومن و اخوی آقای آل طه و مرحوم یثربی ماه رمضان ها به عراق می رفتم. خدمت آقای خمینی که می رسیدم، ایشان معمولا اگر چیزی می خواست به این افراد بدهد از طریق من می داد و به من دو برابر اینها می داد. این در حالی بود که معروف بود ایشان خیلی کم پول می داد. من خودم زیاد نجف رفتم اما زیاد نماندم.
یکسال با خانم و دو پسر و یک دختر مشرف شدم عراق که شب 27 رجب با هواپیما به بغداد رسیدم. ماشین مستقیم گرفتم که شب را در نجف باشم. جا پیدا نشد و شیخی در نیمه های شب به ما رسید و تعارف کرد که به منزلش رفتم. صبح من به حرم مشرف شدم و گفتم بعد از زیارت، خدمت آقای خمینی می روم و بعد می آیم جایی را پیدا کنم. اول صبح رفتم. آقای شیخ حسن صانعی گفت: این چه وقت آمدن است؟ گفتم شما به ایشان بگویید فلانی است. رفتم خدمت ایشان. یادم هست آن روز ایشان ضمن صحبتش فرمود: مردک (یعنی شاه) امروز – عید مبعث - جلوس نکرده نمی دانم مریض است یا تمارض کرده است. این صبح زود بود. مدتی نشستم و برگشتم. آقای برقعی که بعدها نماینده آقای خمینی در امارات بود، گفت: من زن و بچه ام نیستند، بیایید برویم آنجا. خانواده را آوردم و رفتم خریدی بکنم. وقتی برگشتم، خانم گفت: یک آقا شیخی را در کوچه را ندیدی. گفتم: نه. گفت: شیخی آمد و پاکتی آورد. این شیخ آقای فرقانی بود که از اطرافیان امام بود. من وقتی پاکت را باز کردم پول زیادی درون آن بود که قسمتی ایرانی و قسمتی عربی بود. این پول تا روز آخر که من نجف بودم هزینه کامل من شد، بدون کم و زیاد. و این واقعا برای من شگفت بود که هیچ چیزی کم یا زیاد نیامد.

3 . بعد از چند ماه از معمم شدن تصمیم گرفتم به ایران برگردم. یک روز در مدرسه آقای بروجردی مشغول خوردن ناهار بودم. یک مرتبه آقای شیخ حسن صانعی آمد که آقا گفتند: به فلانی بگویید بیاید کارش دارم. ناهار را خوردم و رفتم خدمت ایشان. آقای شیخ حسن صانعی آمد، داخل اتاق. من که نشستم، آقای خمینی سرش را بلند کرده به شیخ حسن فرمودند: با شما کاری ندارم. بعد به من گفتند: من از زمانی که به عراق آمدم، مدارک و اماناتی دارم که می خواهم به ایران بفرستم. دلم می خواهد شما اینها را به ایران ببری. چون شخص مطمئنی را پیدا نکردم. شما می پذیری؟ گفتم: از جان و دل. ایشان به من گفتند: اوضاع گمرک خراب است، برای شما ناراحتی ایجاد نمی شود که ببری. ترسی نداری؟ گفتم: می برم و ترسی ندارم. مدارک را دادند و فرمودند که هر کدام را به دست همان شخصی که می گویم بده. به منزل آمدم. ساعتی نننشسته بودم، دیدم آقای شیخ حسن صانعی آمد و گفتند که آقا می فرمایند بیایید. خدمت آقا رفتم. ایشان گفتند: من فکر کردم اوضاع خراب است و وضع گمرک هم خراب است و اینها هم مدارک سنگینی است. دلم نمی خواهد شما به دردسر بیفیتید. من اصرار کردم که دلم می خواهد انجام دهم. دوبار ساعت چهار بعد از ظهر بود که شیخ حسن آمد و گفت آقای شما را خواسته اند. ایشان باز فرمودند که من برای شما ناراحت هستم. نمی خواهم برای شما ناراحتی پیدا شود. اصرار کردند، اما من قبول نکردم و گفتم من خواهم برد. این دلسوزی امام برای یک فرد بود که مبادا گرفتار دردسری بشود که البته من آوردم و مشکلی هم پیش نیامد. یکی از آن نامه های مربوط به آقای لواسانی بود. وقتی پاکت را دادم، ایشان هم با پدرم خیلی مأنوس بود و احترام گذاشتم. خواستم بروم ایشان اجازه نداد و گفت صبر کن تا من بخوانم. نامه را باز کرد و گفت: وظیفه من سنگین شد. گفتم: چی؟ گفت: ایشان نوشته اند که این جوان تازه ازدواج کرده و نیاز به خانه و هزینه زندگی دارد و هرچه می خواهد در اختیارش بگذارید. از من پرسید چه می خواهید؟ گفتم هیچ و آمدم


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:سه شنبه 13 خرداد 1393-11:55 ق.ظ

رحلت امام خمینی (ره)


راه ما راه امام خمینی است و در این راه با همة قدرت و قاطعیت خود حرکت خواهیم کرد .خاطرات اخلاقی از زندگی امام خمینی (ره)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:سه شنبه 13 خرداد 1393-11:30 ق.ظ

شهید

گام به گام عملی و مستند دوستی و انس با روح یک شهید

 

  هممون میدونیم شهید زندست و به انقلابی که به ثمر رسونده, سر میزنه و مدام اونو از گزند خطرات و تهدیدات حفظ میکنه .  

         حالا تصور کنید یا یکی از شهدا بتونیم رابطه دوستی - عاطفی برقرار کنیم....         

  فکر میکنین چه اتفاقی میفته !؟

 روح شهید با روح شما رفیق و همراه میشه  و از فردا حضور شهید رو کنار خودتون احساس میکنید....

 در طول روز از خدا میخوان که  ویژه هواتونو داشته باشه  (موقع درس, نماز, انجام طاعات, غذا خوردن, مسجد رفتن, گردش و همه فعالیت ها....) 

 براتون مدام دعا میکنن چون شهدا فوق العاده رفیق باز بودند و هستند !و لذت عبادت را همانگونه که چشیدند, به دوست خود خواهند چشاند.

 در هر مرحله از زندگی که سردرگمی بین چند گزینه داشته باشید, به راحتی واسطه خدا میشن و گزینه اصلح رو نشونتون میدن.

 و در نهایت : 

  شما -----> دوست شهید شما ---->14معصوم ----> خـــــدا

 

      نسئل الله منازل الشهداء

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

 گام (1) : انتخاب یک شهید

  گام (2) : عهد بستن با شهید

  گام (3) : شناخت شهید

  گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید

  گام (5) : درگیر کردن خود با شهید

   گام (6) : عدم گناه به احترام شهید !

  گام (7) : اولین پاسخ شهید

  گام (8) : حفظ و ارتقاء رابطه تا شهادت

 

این آموزش توسط یکی از شهدای موجود در پوستر فوق ( بصورت الهام به یکی از دوستان مورداعتماد حقیر )  ارائه شده که بنده سراپاتقصیر وظیفه بازنشر اونو دارم و بابت این لطف الهی بینهایت شاکرم.

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 

  گام (1) : انتخاب  یک شهید :

                                آلبوم شهدا رو باز کنید یا میتونید از عکس بالا کمک بگیرید. اولین ملاک انتخاب شهید قیافه و صورت شهیده. ببینید با لبخند کدوم شهید ته دلتون خالی میشه، ذوق میکنید، به وجد میایید !؟

                                آفرین. درسته. این همون دوست شماست.

 

 

  گام (2) : عهد بستن با شهید :

                              یه جا که جلو چشمتون باشه بنویسید و امضاءکنید :

 با دوست شهیدم عهد میبندم پای رفاقتم با او تا لحظه شهادتم خواهم موند و در مسیر رسیدن به خدا ازتذکرات او رو بر نمیگردونم.

  گام (3) : شناخت شهید :
                            
                                 تا میتونید از دوست شهیدتون اطلاعات جمع آوری کنید. ( عکس, متن, صوت, کلیپ, دستنوشته, وصیتنامه, خاطرات همرزمان, خاطرات همسر شهید, پوستر و ....)
بصورت خرید از فروشگاه و  دانلود از اینترنت.
 
 

 

  گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید :

  از همین الان هر کار خیر و ثوابی انجام میدید مثل ( نماز واجب و مستحبی, ادعیه, زیارات, صدقه, حتی درس خواندن برای رضایت خدا, روزه و خمس و زکات و ....) سریع در ابتدا یا انتهای آن به زبان بیاورید :

( خدایا طاعت من اگرچه ناقص است ولی یه نسخه از ثوابشو هدیه میکنم به روح دوست شهیدم )

طبق روایات نه تنها از ثواب شما کم نمیشه بلکه بابرکت تر هم خواهد شد !

     توجه : مطمئناً شهید با کمالات و رتبه ای که داره نیازی به ثواب ماها نداره. پس دلیل این گام چیه !؟؟

    جواب : شما با اینکار ارادت و خلوص نیت و علاقتون رو به شهید نشون میدید. یعنی به شهید میگید چیزی بهتر از ثواب اعمال یافت نکردم که تقدیم دوست کنم.

 

  گام (5) : درگیر کردن خود با شهید :

 سریعا همین الان عکس بک گراند گوشی موبایلتونو عوض کنین و عکس شهید رو بذارید.

از امروز همه پیامک ها و تماس هاتون توسط دوست شما بررسی میشه !

░ همینکارو برای دسکتاپ کامپیوتر هم انجام بدید.

 محل کارتون, کیف جیبی, داشبورد ماشین, هرجا میتونید یه عکس یا نشونه از شهیدتون بذارید.

  صبح بعد از سلام به امام عصر عجل الله، اولین نفر به دوست شهیدتون صبح بخیر بگید و شب هم آخرین شب بخیر...

▒ در طول روز تا میتونید با روح شهید حرف بزنید.

▒ مدام به او و خـــدای متعال فکـــــــر کنید و هرکار دیگری که صلاح میدونید.

 

   گام (6) : عدم گناه به احترام شهید ! :

                                خود شهید اسم این گام رو گذاشته : آخرین حجاب !

روح شهید تا این گام 5 بسیار بسیار از شما راضیه و تمایل شدیدی به شروع رابطه داره ولی !

 آیا در حضور دوست جدید معنوی و به این باصفایی میتوان گناه کرد !؟

 نگاه هامون, رابطمون با همکلاسی های نامحرم و اساتید نامحرم, چت با نامحرم, غیبت, دروغ, کاهل نمازی, کم فروشی, کم کاری در شغل, بداخلاقی در منزل و ..... 

                                                  جواب این سوال با خود شما....

  گام (7) : اولین پاسخ شهید :

                              کمی صبر و استقامت در گام 6 آنچنان شیرینی ای در این گام برای شما خواهد داشت که در گام بعدی انجام گناه براتون سخت تر از انجام ندادن اونه !

      ░ با توسل به دوست شهید و مصلحت خدا برخی نشانه ها را خواهید دید (ان شاء الله) : 

خواب دوست شهیدتون.        

انواع روزی های معنوی جدید !       

لذت عبادت و نمازهایی با حس و حال جدید !

دعوت به قبور شهدا و راهیان نور جنوب و غرب. 

دوستان معنوی جدید.    

پیامی, نشانه ای, گفتگویی و.....

  گام (8) : حفظ و ارتقاء رابطه تا شهادت :

 

گام های سختی را گذرانده اید. درسته ؟

      حال به مدد دوست شهید میتونید توسل به ائمه اطهار (سلام الله علیهم) را بصورتی جدید و شیرین تر پی بگیرید...

             و در نهایـــــت به خود خـــــــدا برسید... ( نسئل الله منازل الشهــــــداء)

مطمئنا با شیرینی ای که چشیده اید از این مسیر خارج نخواهید شد... اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:سه شنبه 13 خرداد 1393-11:28 ق.ظ

امام سجاد(ع)

« مقام حضرت عباس سلام الله علیه »
امام سجاد علیه السلام:
براى عبّاس علیه السلام، نزد خداوند ـ تبارك و تعالى ـ، منزلتى است كه همه شهدا در روز قیامت، به او رَشك می‌برند.
الأمالى ، صدوق : ص ۵۴۷ ح ۷۳۱ / گزیده دانشنامه امام حسین علیه السلام، ص 580



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic