Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :faeze moradi
تاریخ:دوشنبه 19 اسفند 1392-10:46 ب.ظ

آماده ظهوریم؟

همه ما همیشه برای ظهور حضرت صاحب الامر دعا می کنیم.

از طرف دیگر می دانیم که علت غیبت آن امام بزرگوار، چیزی جز عدم وجود شرایط لازم در ما نیست.

خیلی از امامان بودند که وقتی سال می شد از آنها که چرا قیام نمی کنید، می فرمودند یاور نداریم.
چه تعداد یار مد نظر آنها بود؟
یکی از ائمه معصومین (ع)، در پاسخ به چنین پرسشی، به یک گله گوسفند اشاره می کنند و می فرمایند: اگر این قدر یاور داشتم، قیام می کردم.شخص سئوال کننده می گوید: رفتم و تعداد گوسفندان گله را شمردم،به خدا قسم، فقط 17 گوسفند بود.

آیا ما واقعاً برای ظهور آماده ایم؟
نکند شرایط ما شرایط زمان امام حسن (ع) باشد یا دعاهای ما مثل نامه های مردم کوفه به امام حسین (ع) باشد ...

یکی از شیعیان خدمت یکی از ائمه علیهم السلام رسید و عرض کرد: اینقدر تعداد شیعیان و محبین شما زیاد است چرا قیام نمی کنید؟
امام (ع) به تنوری که در آن اتاق روشن بود اشاره کردند و به آن فرد فرمودند: برو و در تنور بنشین.
آن فرد عرض کرد: اگر حرفی زدم که باعث ناراحتی شد، مرا عفو کنید.
امام فرمودند: تو را عفو کردم.
در این هنگام غلام آن حضرت وارد اتاق شدند. امام به غلام خود فرمودند: برو در تنور بنشین.
غلام بدون کلمه ای حرف در مقابل چشمان میهمان امام، رفت و در تنور آتش نشست.
امام با میهمان خود وارد صحبت شدند و مدتی طولانی از هر دری سخن گفتند.
بعد، امام به میهمانشان فرمودند: برو و در تنور نگاه کن.
آن شیعه بلند شد و رفت در تنور نگاه کرد و دید غلام امام، صحیح و سالم در وسط آتش چهار زانو نشسته است.
غلام بیرون آمد و به آنها سلام کرد.
امام خطاب به میهمانش فرمود: چند نفر شیعه مثل این غلام داریم؟
آن فرد عرض کرد: هیچ.

مسأله این است که ما شیعه نیستیم. ما فقط « محب ائمه اطهار » هستیم. شیعه، به امثال سلمان فارسی و ابوذر و عمار و مالک اشتر می گویند، نه به ما.

همین الان نائب امام در بین ماست. آمادگی ما برای اجرای فرامین ایشان چقدر است؟
نکند مثل مردم اطراف حضرت مسلم ابن عقیل باشیم. « مسلم ابن عقیل » امام زمان (عج) اکنون در بین ماست.
آیا پیگیر فرمایشات ایشان هستیم؟ آیا خود را « در عمل » سرباز جان بر کف معظم له دانسته ایم؟
اگر چنین بود، اگر ایشان به تعداد یک پنجم مجموع نمازگران صفوف جماعت و جمعه در سراسر کشور، یار واقعی داشتند، وضع کشور ما اکنون اینگونه نبود.

این (یاری امام) حیاتی ترین مسأله در زندگی هر فرد است.
باید این مسأله را بررسی کنیم و اگر آماده نبودیم، دنبال ساختن خودمان برویم.
این یعنی دعای عملی. وگرنه دعای لفظی فایده زیادی ندارد.

لذا باید « مولفه » های آمادگی را بررسی کنیم و برای ایجاد یا تقویت و حفظ آنها برنامه ریزی کنیم. باید علمی کار کرد. اینجا هم به « مدیریت علمی » نیاز داریم.

مثالی را بنده می زنم، دوستان بقیه مصادیق را بفرمایند:
برای یاری یوسف زهرا (عج) ، در آن واقعه بزرگ تاریخی، حتماً لازم است ما از نظر جسمی آماده باشیم. فرد ضعیف نمی تواند یار خوبی در میدان جنگ باشد.
پس یکی از مولفه های آمادگی برای ظهور، ورزش کردن و حفظ آمادگی جسمانی است.

یکی بیاید شیعه بودن را به ما یاد بدهد.
برای هر چیزی کلاس می گذاریم (آموزش اینترنت، فوتوشاپ،...)، چرا برای این امر مهم کلاس نمی گذاریم؟ این مسأله در فرهنگ عمومی ما چه جایگاهی دارد؟ فقط در مناسبتها؟ آنهم فقط چند ساعت؟
نکند بمیریم در حالیکه هنوز شیعه نشده باشیم.

اللهّم ارنا فی آل محمّد علیه السّلام ما یأملون و فی اعدائهم ما یحذرون
اللهّم اجعلنا ممّن تنتصر به لدینک و تعزّ به نصر ولیّک و لا تستبدل بنا غیرنا



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:پنجشنبه 12 تیر 1393-10:26 ق.ظ

روزه گرفتن


روزه آن است كه انسان برای انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چیزهایی كه روزه را باطل می كند... خودداری نماید.»[1]
«روزه» در فرهنگ اسلام از جایگاه والایی برخوردار است و آثار و بركات فراوانی با خود به ارمغان می آورد و از معدود عباداتی است كه نصیب امّت اسلامی گشته است.
میهمانی خدا
پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و اله ـ از روزه با عنوان «ضیافه الله» یعنی مهمانی الهی یاد می كند و درباره ماه رمضان می فرماید:
«هو شهر دعیتم فیه الی ضیافه الله»[2]
رمضان، ماهی است كه در آن، به میهمانی خدا خوانده شده اید.
حضرت امام خمینی رحمهالله علیه پیرامون «ضیافت الله» می فرماید:
«شماها در ماه مبارك رمضان، مهمان خدا هستید، مهماندار خداست، و مخلوق، مهمان اوست... ما باید حساب كنیم ببینیم كه این ضیافت چی بوده است و ما چقدر راه یافتیم به این ضیافت ... این ضیافت، همه اش ترك است، ترك شهوات از قبیل خوردنیها و نوشیدنیها و جهات دیگری كه شهوات انسان اقتضا می كند. خداوند دعوت كرده ما را به انیكه شما باید وارد بشوید در این مهمانخانه و این ضیافت هم جز ترك، چیزی نیست. ترك هواها، ترك خوردنیها، ترك منی ها، منیت ها ... من به شما آقایان و به هر كس كه این كلمات می رسد و خصوصاً طبقه جوان عرض می كنم كه آیا در این مهمان خانه رفتید؟ استفاده كردید؟ از شهوات، خصوصاً شهوات معنوی، چشم پوشیدید؟ ...»[3]
خداوند با فراخوانی مؤمنان به مهمانسرای خویش، در واقع او را از زندگی مادّی، كه سفره مشترك انسان و حیوان، مؤمن و كافر، و نیكوكار و بدكار است جدا كرده و در جوار خویش جای داده است. در این جشن پرشكوه:
میزبان: خداوند بزرگ.
قاصد: رسول بزرگوار اسلام.
نامه دعوت: قرآن مجید.
میهمان: بندگان مؤمن.
پذیرایی كنند: فرشتگان الهی.
و موعد: ماه مبارك رمضان است.
خداوند برای هر چه باشكوه برگزار كردن این «سور» «تحفه» های زیر را به مهمانان خویش تقدیم می كند:
آنها را كرامت ویژه می بخشد.
نَفَس كشیدن آنها را «تسبیح» محسوب می كند.
خواب آنها را عبادت می داند.
اعمالشان را می پذیرد.
دعایشان را مستجاب می كند.
درهای بهشت را به رویشان باز می كند.
درهای دوزخ را بكلی می بندد.
شیاطین را به زنجیر می كشد.
به هر آیه ای كه تلاوت كنند، ثواب یك ختم قرآن می دهد.[4]
حكمت روزه
روزه هم مانند سایر احكام متین اسلام، از حكمت و مصلحت خاصی سرچشمه می گیرد. روایات متعدّدی با تعبیرهای گوناگون، گوشه ای از حكمت نهفته آن را بیان می كند، در زیر به چهار مورد آن اشاره می كنیم:
الف ـ اخلاص و خودسازی
حضرت زهرا سلام الله علیها فرموده است:
«فرض الله الصیام تثبیتاً للاخلاص»[5]
خداوند، روزه را برای تثبیت اخلاص (در دل مردم) واجب كرده است.
«صائم» با خودداری از خواسته های نفسانی، فرمان خدا را به اجرا می گذارد و با عالم ملكوت، پیوند معنوی برقرار می كند و چون كارهای حیوانی را رها كرده، درونش صفا و جلا می یابد. همین طور، همگام با امساك از لذّات جسمانی، از لذّتهای حرام روحانی نیز پرهیز می كند و امتناع می ورزد.
ب ـ تعدیل قوای جسمانی
دوّمین حكمتی كه در روزه نهفته است، تعدیل و تنظیم بدن صائم است؛ به این بیان كه دستگاههای مختلف بدن در طول یك سال فعالیت شبانه روزی، ممكن است دچار عارضه و فرسودگی یا خستگی مفرط گردند كه اگر به آنها رسیدگی نشود. آسیب كلی ببیند. از این رو، خداوند حكیم برای حفظ سلامتی و ترمیم و تعدیل قوای جسمانی مؤمن، روزه را واجب كرده است. شاهد این گفتار، سخن حكیمانه رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله ـ است كه فرمود:
«صوموا تصحوا»[6]
روزه بگیرید تا سالم بمانید.
ج ـ تمرین تقوا
سوّمین حكمت مهمّ روزه داری، ممارست و تمرین «پرهیزكاری» است. مسلمان با تمرین یك ماهه خود در ماه مبارك رمضان، از ارضای تمایلات نفسانی خودداری می كند تا به نفس خویش بقبولاند كه توانایی ایستادگی در برابر كارهای ناروا را دارد، به عنوان نمونه روزه دار:
با نخوردن غذای حلال خود، تمرین می كند كه به اموال دیگران دست درازی نكند. با نرفتن نزد همسر خویش، درك می كند كه به ناموس دیگران نباید چشم طمع دوخت.
با بستن زبان از دروغ بر خدا و پیامبر ـ صلی الله علیه و اله ـ یاد می گیرد كه هر كلامی را بر زبانش جاری نكند.
مسأله تمرین تقوا و افزایش درجه آن را قرآن در آیه «روزه» بصراحت بیان كرده، پس از بیان وجوب روزه فرموده است:
«لعلكم تتقون»[7]
شاید شما تقوا پیشه كنید.
د ـ كم شدن فاصله فقیر و غَنی
احساس نیاز و نداری و چشیدن طعم گرسنگی و تشنگی و محرومیت، حكمت دیگر روزه است. به این معنا كه ثروتمندان مسلمان در طول سال، از نعمت و رفاه برخوردارند و هر زمان، هر چه اراده كنند، در اختیارشان قرار می گیرد، دیگر چگونه به یاد محرومان باشند؟ و از كجا بفهمند كه «گرسنگی» چه دردی است؟ آنان باید یك ماه با گرسنگی و تشنگی
دمساز شوند تا طعم تلخ آن را بچشند و دل رفاه زده آنان قدری به حال محرومان بسوزد: از امام حسین ـ علیه السلام ـ پرسیدند: چرا خدا روزه را واجب كرده است؟ فرمود:
«لیجد الغنی مس الجوع فیعود بالفضل علی المسكین»[8]
تا توانمند گرسنگی را لمس كند و مازاد بر نیاز را بر مستمند باز گرداند.
ه ـ یادآوری آخرت
آخرین حكمتی كه در اینجا به آن می پردازیم به خاطر آوردن آخرت است. حضرت رضا ـ علیه السلام ـ طی گفتار متینی این پرسش را طرح می كند كه:
چرا فرمان روزه داری بر بندگان صادر شده است، آن گاه در پاسخ می فرماید:
«لكی یعرفوا ألم الجوع و العطش فیستدلوا علی فقر الاخره»[9]
تا درد گرستگی و تشنگی را بفهمد و بر بیچارگی سرای دیگر رهنمون گردند.
از این رو، پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و اله ـ در یكی از خطبه هایی كه در آستانه ماه مبارك رمضان ایراد كرد، فرمود:
«... و اذكروا بجوعكم و عطشكم فیه جوع یوم القیمه و عطشه ...»[10]
با گرسنگی و تشنگی تان در این ماه گرسنگی و تشنگی روز قیامت را به یاد آورید.
مراتب روزه داری
امیرمؤمنان، صلوات الله علیه روزه را دارای سه مرتبه دانسته، و می فرماید:
«صوم القلب خیر من صیام اللسان و صیام اللسان خیر من صیام البطن»[11]
روزه دل بهتر از روزه زبان و روزه زبان برتر از روزه شكم است. ملا مهدی نراقی این مراتب را نام گذاری كرده و در توضیح هر یك می نویسد:
«1. روزه عام كه نگه داشتن شكم و شهوت است و فایده آن، رفع تكلیف و آزادی از دوزخ است.
2. روزه خاص كه بایستی علاوه بر مرتبه اوّل، چشم، گوش، زبان، دست، پا و دیگر جوارح را نیز از آلوده شدن به گناه حفظ كرد و ثوابهای وعده داده شده از سوی خدا (بیشتر) به چنین روزه ای تعلق می گیرد.
3. روزه خاص الخاص كه در این مرحله، علاوه بر رعایت دو مرحله پیش، دل نیز از افكار دنیوی، اخلاق زشت و همّت پست، روزه می گیرد و از غیر خدا بكّلی گسسته می گردد.»[12]
آداب روزه داری
آیا تاكنون دیده اید كسی در مجلس عزا و سوگواری، اشعار شاد و فرحزا بخواند و شاد و خندان باشد؟ یا دیده اید شخصی با شال عزا در مجلس جشن و سرور شركت كند و گریه كند؟
اگر پاسختان منفی است، دلیلتان چیست؟ شاید شما هم به این مطلب اذعان داشته باشید كه شركت در هر مجلسی تشریفات خاص خود را می طلبد.
حال، با توجه به اینكه «صائم» در مدّت روزه داری، در حریم قدس الهی و ضیافت الله داخل می شود و از سوی پروردگار پذیرایی می شود. شایسته است آداب ویژه چنین محفلی را مراعات كند، تا بیشتر مورد لطف «صاحب خانه» قرار گیرد. اینك از آن آداب:
الف ـ پرهیز از گناهان
هر گناهی، خشم و غصب الهی را برمی انگیزد؛ امّا در ماه مبارك رمضان، آلوده شدن به گناه، زشتی بیشتری دارد، بدین خاطر میهمان خدا نباید گرد آن بگردد.
روزی پیامبر ـ صلی الله علیه و اله ـ پیرامون ماه مبارك رمضان سخن می گفت، امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ پرسید:
ای رسول خدا! برترین عمل در این ماه چیست؟
پیامبر ـ صلی الله علیه و اله ـ پاسخ داد:
پرهیز از هر چه خدا حرام كرده است.[13]
با این وصف، بسیاری از روزه داران اگر دست از گناه نشویند، جز تشنگی و گرسنگی، طرفی نمی بندند. حضرت زهرا سلام الله علیها می فرماید:
«ما یصنع الصائم بصیامه إذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه»[14]
روزه داری كه زبان، گوش، چشم و اعضا و جوارحش را (از گناه) حفظ نكند، با روزه خود چه می كند؟
یعنی این روزه چه سودی برای او دارد؟
ب ـ انجام واجبات
دوّمین وظیفه میهمان خدا این است كه بقیه دستورات الهی را نادیده نگیرد، كه این خود، بزرگترین بی ادبی در محضر ربوبی است و چنین میهمانی نزد ملكوتیان انگشت نما می شود. به نظر شما آیا روزه داشتن و نماز نخواندن، روزه گرفتن و خمس ندادن، روزه داری و مردم آزاری و ... با هم سازگاری دارد؟
ج ـ پرستش و نیایش
از دیگر آداب ماه خدا، نیایش و پرستش داوطلبانه است. فراوانی نمازها و دعاهای ماه رمضان، گویای اهمیّت آن است. روزه دار با تشریفات ویژه به «ضیافت الله» دعوت شده و چه نیكوست كه با هدیه گرانبهایی به محضر خدای سبحان شرفیاب گردد و زیباترین هدیّه به پیشگاه الهی، ساییدن پیشانی به خاك و بالا بردن دست نیاز است.

د ـ تلاوت قرآن
ماه رمضان، بهار قرآن است، قرآن و رمضان؛ پیوندی دیرینه دارند زیرا یكی از شبهای مبارك رمضان، یعنی شب قدر ظرفیت نزول قرآن را دارا بوده و سزاوار است كه روزه دار، این پیوند را نگسلد و با ترتیل آیه های روح بخش قرآن، فضای ملكوتی ماه خدا را عطرآگین سازد كه به گفته آورنده قرآن:
«من تلا فیه آیه من القرآن كان له مثل أجر من ختم القرآن فی غیره من الشهور»[15]
كسی كه یك آیه از قرآن را در ماه رمضان تلاوت كند، به اندازه اجر یك ختم قرآن در دیگر ماهها نصیبش می شود.
ه ـ آداب دیگر
آنچه گفته شد، مهمترین آداب میهمانی خدا بود، به برخی دیگر فقط اشاره می كنیم.
صدقه به فقرا و مستمندان، احترام به بزرگترها، مهربانی نسبت به كوچك ترها، صله رحم، ترحّم به یتیمان، توبه و استغفار، افطاری دادن، خوش خلقی، مدارا نسبت به زیردستان، صلوات بر محمد و آل محمد و ... .»[16]
آثار ارزشمند روزه داری
ارزنده ترین اثر هر عبادتی، همان اطاعت از دستور خداوند بزرگ است و آثار دیگر به دنبال آن نصیب شخص عابد می گردد. اما انسان روزه دار علاوه بر تمام آثار گرانبهایی كه از این رهگذار به دست می آورد، مشمول لطف ویژه الهی می گردد. خداوند درباره آن چنین فرموده است:
«الصوم لی و أنا أجزی به»[17]
روزه برای من است و من به آن پاداش می دهم (یا من خود پاداش آن هستم).




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:چهارشنبه 11 تیر 1393-08:58 ق.ظ

ماه رمضان


سلام به همه دوستان عزیز
در بهترین ساعات که سحرها و قبل از افطار هست دعایم کنید.

تا هیچوقت شرمنده حضرت مهدی و مادرش و شهدا نباشیم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:چهارشنبه 21 خرداد 1393-12:57 ب.ظ

میلاد حضرت مهدی (عج)

یا رب عید است عطا بر همه ده /بر ماتم واندوه همه خاتمه ده
پایان غم همه ظهور مهدی ست/تعجیل فرج به مهدی فاطمه ده
میلاد پر برکت حضرت صاحب الامر مهدی فاطمه (عج) تهنیت باد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:سه شنبه 20 خرداد 1393-12:41 ب.ظ

الهی بودن حكومت مهدوی


در باب حكومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید گفت مبنای چنین حكومتی براساس حق الهی است؛ از این رو حكومت مهدوی، حكومتی الهی است. در روایات اسلامی بر این امر تصریح شده است. امامت از منظر شیعی، منصبی الهی است كه توسط خداوند تعیین شده و پیامبر گرامی اسلام، مامور ابلاغ آن می‌باشد: (یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّك‏). [1]
عدم ابلاغ آن نیز به معنای عدم انجام وظیفه رسالت خواهد بود. در قرآن كریم نیز بر این امر تصریح شده است: (وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ (5))[2]
طبق این آیه، این اراده قطعی و تخلف ناپذیر الهی است كه حكومت آخر زمان از آن امامان حق باشد. در روایات اسلامی نیز بر الهی بودن منصب حكومت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف تصریح شده است.
در مهم‌ترین روایتی كه از پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم نقل شده، آن حضرت بر مبعوث شدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از جانب خداوند تصریح كرده است. طبق این حدیث، اگر از عمر جهان جز یك روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولانی خواهد كرد، تا فردی از فرزندان آن حضرت از جانب خداوند مبعوث شده و زمین را از عدل و داد پر نماید؛ چنان‌كه از ظلم و جور پر شده است. این روایت، تأكید بر مأموریت الهی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از سوی خداوند را می‌رساند.

جهانی بودن حكومت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف

حكومت در طول تاریخ، به گونه‌های مختلفی تقسیم شده است. یكی از این تقسیمات، تقسیم‌بندی آن به لحاظ قلمرو و گستره آن می‌باشد. به لحاظ قلمرو، می‌توان حكومت‌ها را به سه گونه اصلی حكومت‌های شهر محور، حكومت‌های ملی و حكومت‌های جهانی تقسیم كرد. حكومت‌های شهر محور، بیشتر در عصر باستان ـ به‌ویژه در یونان باستان ـ تحقق داشته‌اند. نظام‌های قبیله‌ای نیز شكل بومی و دیگری از این حكومت‌های كوچك محسوب می‌شود. این‌ها همگی قلمرو محدودی داشته و در شهر یا قبیله محدود می‌شدند.
گونه دیگر حكومت، حكومت‌های ملی است. حكومت‌های ملی، غالباً محصول دوران مدرن هستند. این حكومت‌ها قلمرو خویش را براساس مفهوم جدیدی از ملیت بنا گذاشتند كه از مفاهیم عمده در انقلاب فرانسه بوده است. پس از پیروزی انقلاب فرانسه، به تدریج دولت‌های ملی با شعار ملی‌گرایی شكل گرفته و ساكنان یك سرزمین با قلمرو معین با زندگی تحت یك حكومت مشترك، نمونه حكومت‌های ملی را ارائه كردند. در این حكومت‌ها، مبنای وفاداری در جامعه، به جای سنت‌های گذشته و نسبت‌های قبیلگی و خونی، بر پذیرش زندگی در یك قلمرو جغرافیایی مشترك استوار بوده است.
حكومت‌های جهانی، داعیه حكومت و زندگی در قلمرو فراگیر جهانی را دارند. در گذشته برخی حكومت‌ها چنین شعاری را مطرح می‌كردند؛ مانند قلمرو امپراتوری اسكندر مقدونی كه سعی داشت آن را تا اقصا نقاط جهان گسترش دهد. امپراتوری‌های دیگری نیز در طول تاریخ بوده‌اند كه داعیه حكومت بر سراسر جهان را داشته‌اند؛ اما آن‌ها غالبا نتوانستند چنین آرزویی را محقق سازند.
البته در طول تاریخ، اندیشه‌ها و مكاتبی نیز بوده است كه در عمل، فرصت تحقق ایده‌های خویش را نداشتند؛ اما در مقام اندیشه و نظر، خواهان تشكیل حكومت جهانی بودند. قدیمی‌ترین اندیشه‌های حكومت جهانی را می‌توان در اندیشه جهان وطنی[3] رواقیون در یونان قبل از مسیحیت دانست. ادیان نیز در صدد تشكیل حكومت جهانی بودند. از ادیانی كه فرصت تشكیل حكومت را به دست آوردند، اسلام چنین داعیه‌ای را به صورت علنی و آشكار مطرح كرده است. تعالیم اسلامی مخاطب خود را جهانیان قرار داده است:
(وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ (107))[4]
سیره عملی پیامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم نیز دعوت جهانیان بوده است. ارسال سفیران مخصوص به سوی حاكمان زمان خویش، خود نشانة بارز این امر بوده است. خداوند نیز امت اسلامی را امت واحد یاد كرده و تنها دین حق را دین اسلام خوانده است.
هرچند حكومت فراگیر جهانی اسلام در گذشته تحقق نیافت، در تعالیم اسلامی مطرح شده است كه در آینده حتماً چنین حكومتی محقق خواهد شد. تعابیر مختلفی در متون اسلامی وجود دارد كه بر این امر تصریح كرده است. نمونه‌ای از این تعابیر را بررسی می‌كنیم:
1. تعبیر «ارض»: یكی از این تعابیر، استفاده از كلمه «ارض» در قرآن و حدیث می‌باشد. در قرآن كریم، بیش از 400 بار از تعبیر ارض استفاده شده است كه همگی آن‌ها بیانگر كلیت كره خاكی است. در آیاتی كه بر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و حكومت وی دلالت دارند، نیز از تعبیر ارض استفاده شده است. نمونه بارز آن عبارت است از:
(وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ (105)). [5] طبق این آیه، صالحان، وارثان كل زمین خواهند بود.
2. پیروزی اسلام بر تمام ادیان: یكی از ادله جهانی بودن حكومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف غلبه اسلام بر تمامی ادیان باطل خواهد بود. طبق آیه شریف 33 سوره توبه، خداوند در صدد غلبه بخشیدن دین اسلام بر تمام ادیان دیگر بوده است:
(هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (33)). [6]
این آیه، عیناً در سوره صف تكرار شده است و با تفاوت جزیی در پایان آیه، در سوره فتح آمده است. براساس این آیه، خداوند، پیامبر خویش را با هدایت و دین حق ارسال كرده است تا آن را بر تمام ادیان غالب كند. بدون تردید، چنین امری تاكنون محقق نشده است و طبق روایات اسلامی، در دولت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف محقق خواهد شد.
3. خلافت صالحان بر زمین: در سوره نور، خداوند چنین وعده‌ای را مطرح كرده است:
(وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْض‏)[7] طبق این آیه، خداوند وعده داده است مؤمنان دارای عمل صالح را حاكم بر زمین قرار دهد.
4. پر شدن زمین از عدل و داد: از ادله دینی برای جهانی بودن حكومت مهدوی، تعبیر به «یملأ» در روایات اسلامی است. طبق این روایات، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زمین را ـ پس از آن‌كه از ظلم و جور پر شده است ـ از عدل و داد پر خواهد كرد.
این‌ها نمونه‌ای از ادله دینی برای جهانی بودن حكومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد. البته باید توجه داشت در این زمینه، ادله عقلی و كلامی گسترده‌ای وجود دارد كه به تناسب فرصت، صرفاً به نمونه‌هایی از آن‌ها اشاره شد. در شماره بعد، تلاش خواهیم كرد ویژگی‌های دیگر حكومت جهانی مهدوی را بررسی نماییم.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:سه شنبه 20 خرداد 1393-12:40 ب.ظ

حكومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مفهوم‌شناسی حكومت

حكومت، در اصطلاح سیاسی، بیانگر قوه حاكمه یك جامعه می‌باشد. هرچند در مواردی حكومت با دولت مترادف به كار رفته است، حكومت از دولت متمایز می‌باشد. حكومت، صرفاً بیانگر ساختار قدرت در جامعه و ویژگی‌های هیأت حاكمه است؛ از این جهت، حكومت، بیانگر ادعای حق حكمرانی در جامعه می‌باشد. چنین ادعایی، به صورت‌های مختلفی مطرح می‌شود. گاه چنین ادعایی، صرفاً ناشی از سنت‌های یك جامعه است؛ گاه بر اساس داعیه‌های دینی و الهی صورت می‌پذیرد. چنین حكومت‌هایی، حكومت دینی خوانده می‌شود. برخی حكومت‌ها، صرفاً براساس قرارداد اجتماعی یا قانون وضع شده شكل گرفته‌اند. چنین حكومت‌هایی دموكراتیك یا مردمی خوانده می‌شوند؛ گاه حكومت‌ها صرفاً براساس ادعای حق موروثی شكل می‌گیرند، گاهی نیز حكومت‌ها مبتنی بر زور و دیكتاتوری هستند. در هر كدام از این حكومت‌ها، نوعی ادعای حق حكمرانی بر مردم وجود دارد؛ اما آن‌ها هر كدام به شیوه‌ها و مبانی مختلف چنین ادعایی را مطرح می‌كنند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:سه شنبه 13 خرداد 1393-12:03 ب.ظ

3 خاطره از امام خمینی (ره)

حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای محمد حسین اشعری فرزند مرحوم آیت الله علی اصغر اشعری قمی - از همدرسان امام راحل - چهره ای آشنا بیشتر برای قمی هایی هستند که در طول سالها ی پس از انقلاب، شاهد خدمات ارزنده ایشان برای بهبود بخشیدن به اوضاع درمانی این شهر بوده اند. ایشان می گوید تاریخ تولدش در شناسنامه 30/12/1319 اما فی الواقع شهریور 1320است. پدر ایشان هم در سال 1320 ق 1282 ش به دنیا آمده است.
پدر ایشان با امام خمینی هم دوره و هم درس بوده اند. به علاوه این دو رفیق بوده و به گفته آقای اشعری، پدرش همیشه از انضباط و لباس خوب امام به نیکی یاد می کرد. این دو در اراک جزو شاگردان مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری بودند و زمانی که حاج شیخ به قم آمد، این دو به همراه دیگر شاگردان حاج شیخ به قم آمدند.
در دو هفته نخست ماه شعبان سال 1426 (شهریور 1384) که به عمره مشرف بودم، توفیق همراهی جمعی از اساتید و دوستان از جمله جناب آقای اشعری نصیب بنده شد. فرصت را مغتنم شمرده از ایشان که می دانستم مورد علاقه و اعتماد امام خمینی بود خواستم تا خاطراتش را از امام باز گوید. هدف آن بود تا بتوانم از لابلای این گفته ها با گوشه ای از سیره امام آشنا شوم و هدیه ای به دوستداران امام تقدیم کنم. ایشان نیز پذیرفت و البته نه به صورت منظم آنچه را از حضرتش به یاد داشت برایم بیان کرد. زمانی که بازگشتیم اسنادی را که در گوشه و کنار بود گردآوری کرده برای بنده آورد تا از آنها استفاده کنم. در میان آنها چند سند خوب وجود داشت که از آن جمله دو نامه از امام به پدر ایشان بود. به علاوه گواهی نامه های اجتهاد پدر از زبان مراجع وقت و نیز تصدیق مدرسی پدرشان هم بود که آنها را هم تصویر گرفته در پایان این نوشتار خواهم آورد.


1 . سالی که امام از ترکیه به عراق رفتند، یکی دو ماه بعد من به عتبات مقدسه رفتم. از طریق غیر معمول و از سمت خرمشهر رفتم. دو ماهی که ماندم، تصمیم گرفتم معمم بشوم. مرحوم میرزا احمد انصاری هم آنجا بود. از من پرسید: شنیدم معمم بشوی؟ من حجره داشتم که جای برگزاری مجلس عمامه گزاری نبود. ایشان گفت: من دلم می خواهد مجلس را در خانه ما بگذاری. منزل خوبی داشت. این انصاری ها معتقد هستند که اشعری هستند. آقای انصاری به پدرم هم ارادت داشت و آن زمان پدرم هم زنده بود. از من پرسید: چه کسی را برای عمامه گذاری دعوت می کنی. ایشان خودش از مریدان آقای خویی و آقای روحانی بود. ما هم با خاندان روحانی نسبت داریم. آیت الله سید مهدی روحانی با مادرم پسر دایی و دختر عمه بودند. من گفتم که آیت الله حکیم با پدرم خیلی آشناست و هر بار که خدمت ایشان می رسم حتی از کوچکترین بچه های ما را سراغ می گیرد. برادرم را هم حتی ایشان معمم کرد. اما من روی آشنایی آقای خمینی با پدرم و سوابق او با پدرم ایشان را دعوت می کنم. ایشان به من گفت: شما ایشان را دعوت نکن. چون آقای خمینی در هیچ مجلسی تاکنون شرکت نکرده است. به علاوه آقای خمینی بازدید همه را پس داده الا من. (ایشان چون روی آقای سید محمد روحانی حساس بود) و بسا خانه من نیاید. من گفتم: من به ایشان می گویم، اگر آمد چه بهتر، اگر نیامد به فکر کسی دیگری می افتم. من رفتم خدمت آقای خمینی و گفتم می خواهم معمم شوم. ایشان تبسمی کرد و فرمود: دیر شده است. من به شوخی گفتم: پس نشوم؟ گفتند: نه. بعد من گفتم که می خواهم شما در مجلس بنده بیایید. ایشان مکثی کرد و گفت: می آیم. بعد پرسید: مجلس شما کجاست؟ گفتم: منزل آقای انصاری! مدت مدیدی تأمل کرد. و باز هم گفت: می آیم. گفتم من بیایم دنبال شما؟ ایشان فرمود: نه با مصطفی می آیم. ما رفتیم منزل آقای انصاری. مجلس مفصلی چیده بود با میوه و شیرینی و همه را هم با هزینه خودش ترتیب داده بود. دوستان زیادی آمدند. آقای خمینی و آقا مصطفی هم آمدند. حدود یک ساعت نشست که واقعا طولانی بود. زمانی که آقای قرحی سینی عمامه را جلوی ایشان گذاشت، ایشان یک سخنرانی مختصری هم فرمود.
ایشان فرمود: من چهل و شش سال است با پدر ایشان مربوط بودم و در خلال این 46 سال، مدتی پیش پدر بزرگ پدر ایشان یعنی مرحوم ملامحمد طاهر قمی درس می خواندیم. و مدت زیادی هم همدرس و هم بحث بودیم. بعد هم شروع به تعریف از خاندان ما کردند. بعد عمامه را گذاشتند و دعا کردند. بعد آقای خمینی رفت و حاج آقای مصطفی ماند. ایشان به شوخی گفت: آمبولانس را خبر کن. تا پدرم بود نمی توانستم چیزی بخورم. اما حالا می خورم.
این صحبت امام رابطه دوستی پدرم را با آقای خمینی نشان می دهد.

2 . چندین سفر من با آقای مومن و اخوی آقای آل طه و مرحوم یثربی ماه رمضان ها به عراق می رفتم. خدمت آقای خمینی که می رسیدم، ایشان معمولا اگر چیزی می خواست به این افراد بدهد از طریق من می داد و به من دو برابر اینها می داد. این در حالی بود که معروف بود ایشان خیلی کم پول می داد. من خودم زیاد نجف رفتم اما زیاد نماندم.
یکسال با خانم و دو پسر و یک دختر مشرف شدم عراق که شب 27 رجب با هواپیما به بغداد رسیدم. ماشین مستقیم گرفتم که شب را در نجف باشم. جا پیدا نشد و شیخی در نیمه های شب به ما رسید و تعارف کرد که به منزلش رفتم. صبح من به حرم مشرف شدم و گفتم بعد از زیارت، خدمت آقای خمینی می روم و بعد می آیم جایی را پیدا کنم. اول صبح رفتم. آقای شیخ حسن صانعی گفت: این چه وقت آمدن است؟ گفتم شما به ایشان بگویید فلانی است. رفتم خدمت ایشان. یادم هست آن روز ایشان ضمن صحبتش فرمود: مردک (یعنی شاه) امروز – عید مبعث - جلوس نکرده نمی دانم مریض است یا تمارض کرده است. این صبح زود بود. مدتی نشستم و برگشتم. آقای برقعی که بعدها نماینده آقای خمینی در امارات بود، گفت: من زن و بچه ام نیستند، بیایید برویم آنجا. خانواده را آوردم و رفتم خریدی بکنم. وقتی برگشتم، خانم گفت: یک آقا شیخی را در کوچه را ندیدی. گفتم: نه. گفت: شیخی آمد و پاکتی آورد. این شیخ آقای فرقانی بود که از اطرافیان امام بود. من وقتی پاکت را باز کردم پول زیادی درون آن بود که قسمتی ایرانی و قسمتی عربی بود. این پول تا روز آخر که من نجف بودم هزینه کامل من شد، بدون کم و زیاد. و این واقعا برای من شگفت بود که هیچ چیزی کم یا زیاد نیامد.

3 . بعد از چند ماه از معمم شدن تصمیم گرفتم به ایران برگردم. یک روز در مدرسه آقای بروجردی مشغول خوردن ناهار بودم. یک مرتبه آقای شیخ حسن صانعی آمد که آقا گفتند: به فلانی بگویید بیاید کارش دارم. ناهار را خوردم و رفتم خدمت ایشان. آقای شیخ حسن صانعی آمد، داخل اتاق. من که نشستم، آقای خمینی سرش را بلند کرده به شیخ حسن فرمودند: با شما کاری ندارم. بعد به من گفتند: من از زمانی که به عراق آمدم، مدارک و اماناتی دارم که می خواهم به ایران بفرستم. دلم می خواهد شما اینها را به ایران ببری. چون شخص مطمئنی را پیدا نکردم. شما می پذیری؟ گفتم: از جان و دل. ایشان به من گفتند: اوضاع گمرک خراب است، برای شما ناراحتی ایجاد نمی شود که ببری. ترسی نداری؟ گفتم: می برم و ترسی ندارم. مدارک را دادند و فرمودند که هر کدام را به دست همان شخصی که می گویم بده. به منزل آمدم. ساعتی نننشسته بودم، دیدم آقای شیخ حسن صانعی آمد و گفتند که آقا می فرمایند بیایید. خدمت آقا رفتم. ایشان گفتند: من فکر کردم اوضاع خراب است و وضع گمرک هم خراب است و اینها هم مدارک سنگینی است. دلم نمی خواهد شما به دردسر بیفیتید. من اصرار کردم که دلم می خواهد انجام دهم. دوبار ساعت چهار بعد از ظهر بود که شیخ حسن آمد و گفت آقای شما را خواسته اند. ایشان باز فرمودند که من برای شما ناراحت هستم. نمی خواهم برای شما ناراحتی پیدا شود. اصرار کردند، اما من قبول نکردم و گفتم من خواهم برد. این دلسوزی امام برای یک فرد بود که مبادا گرفتار دردسری بشود که البته من آوردم و مشکلی هم پیش نیامد. یکی از آن نامه های مربوط به آقای لواسانی بود. وقتی پاکت را دادم، ایشان هم با پدرم خیلی مأنوس بود و احترام گذاشتم. خواستم بروم ایشان اجازه نداد و گفت صبر کن تا من بخوانم. نامه را باز کرد و گفت: وظیفه من سنگین شد. گفتم: چی؟ گفت: ایشان نوشته اند که این جوان تازه ازدواج کرده و نیاز به خانه و هزینه زندگی دارد و هرچه می خواهد در اختیارش بگذارید. از من پرسید چه می خواهید؟ گفتم هیچ و آمدم


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:سه شنبه 13 خرداد 1393-11:55 ق.ظ

رحلت امام خمینی (ره)


راه ما راه امام خمینی است و در این راه با همة قدرت و قاطعیت خود حرکت خواهیم کرد .خاطرات اخلاقی از زندگی امام خمینی (ره)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:سه شنبه 13 خرداد 1393-11:30 ق.ظ

شهید

گام به گام عملی و مستند دوستی و انس با روح یک شهید

 

  هممون میدونیم شهید زندست و به انقلابی که به ثمر رسونده, سر میزنه و مدام اونو از گزند خطرات و تهدیدات حفظ میکنه .  

         حالا تصور کنید یا یکی از شهدا بتونیم رابطه دوستی - عاطفی برقرار کنیم....         

  فکر میکنین چه اتفاقی میفته !؟

 روح شهید با روح شما رفیق و همراه میشه  و از فردا حضور شهید رو کنار خودتون احساس میکنید....

 در طول روز از خدا میخوان که  ویژه هواتونو داشته باشه  (موقع درس, نماز, انجام طاعات, غذا خوردن, مسجد رفتن, گردش و همه فعالیت ها....) 

 براتون مدام دعا میکنن چون شهدا فوق العاده رفیق باز بودند و هستند !و لذت عبادت را همانگونه که چشیدند, به دوست خود خواهند چشاند.

 در هر مرحله از زندگی که سردرگمی بین چند گزینه داشته باشید, به راحتی واسطه خدا میشن و گزینه اصلح رو نشونتون میدن.

 و در نهایت : 

  شما -----> دوست شهید شما ---->14معصوم ----> خـــــدا

 

      نسئل الله منازل الشهداء

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

 گام (1) : انتخاب یک شهید

  گام (2) : عهد بستن با شهید

  گام (3) : شناخت شهید

  گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید

  گام (5) : درگیر کردن خود با شهید

   گام (6) : عدم گناه به احترام شهید !

  گام (7) : اولین پاسخ شهید

  گام (8) : حفظ و ارتقاء رابطه تا شهادت

 

این آموزش توسط یکی از شهدای موجود در پوستر فوق ( بصورت الهام به یکی از دوستان مورداعتماد حقیر )  ارائه شده که بنده سراپاتقصیر وظیفه بازنشر اونو دارم و بابت این لطف الهی بینهایت شاکرم.

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 

  گام (1) : انتخاب  یک شهید :

                                آلبوم شهدا رو باز کنید یا میتونید از عکس بالا کمک بگیرید. اولین ملاک انتخاب شهید قیافه و صورت شهیده. ببینید با لبخند کدوم شهید ته دلتون خالی میشه، ذوق میکنید، به وجد میایید !؟

                                آفرین. درسته. این همون دوست شماست.

 

 

  گام (2) : عهد بستن با شهید :

                              یه جا که جلو چشمتون باشه بنویسید و امضاءکنید :

 با دوست شهیدم عهد میبندم پای رفاقتم با او تا لحظه شهادتم خواهم موند و در مسیر رسیدن به خدا ازتذکرات او رو بر نمیگردونم.

  گام (3) : شناخت شهید :
                            
                                 تا میتونید از دوست شهیدتون اطلاعات جمع آوری کنید. ( عکس, متن, صوت, کلیپ, دستنوشته, وصیتنامه, خاطرات همرزمان, خاطرات همسر شهید, پوستر و ....)
بصورت خرید از فروشگاه و  دانلود از اینترنت.
 
 

 

  گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید :

  از همین الان هر کار خیر و ثوابی انجام میدید مثل ( نماز واجب و مستحبی, ادعیه, زیارات, صدقه, حتی درس خواندن برای رضایت خدا, روزه و خمس و زکات و ....) سریع در ابتدا یا انتهای آن به زبان بیاورید :

( خدایا طاعت من اگرچه ناقص است ولی یه نسخه از ثوابشو هدیه میکنم به روح دوست شهیدم )

طبق روایات نه تنها از ثواب شما کم نمیشه بلکه بابرکت تر هم خواهد شد !

     توجه : مطمئناً شهید با کمالات و رتبه ای که داره نیازی به ثواب ماها نداره. پس دلیل این گام چیه !؟؟

    جواب : شما با اینکار ارادت و خلوص نیت و علاقتون رو به شهید نشون میدید. یعنی به شهید میگید چیزی بهتر از ثواب اعمال یافت نکردم که تقدیم دوست کنم.

 

  گام (5) : درگیر کردن خود با شهید :

 سریعا همین الان عکس بک گراند گوشی موبایلتونو عوض کنین و عکس شهید رو بذارید.

از امروز همه پیامک ها و تماس هاتون توسط دوست شما بررسی میشه !

░ همینکارو برای دسکتاپ کامپیوتر هم انجام بدید.

 محل کارتون, کیف جیبی, داشبورد ماشین, هرجا میتونید یه عکس یا نشونه از شهیدتون بذارید.

  صبح بعد از سلام به امام عصر عجل الله، اولین نفر به دوست شهیدتون صبح بخیر بگید و شب هم آخرین شب بخیر...

▒ در طول روز تا میتونید با روح شهید حرف بزنید.

▒ مدام به او و خـــدای متعال فکـــــــر کنید و هرکار دیگری که صلاح میدونید.

 

   گام (6) : عدم گناه به احترام شهید ! :

                                خود شهید اسم این گام رو گذاشته : آخرین حجاب !

روح شهید تا این گام 5 بسیار بسیار از شما راضیه و تمایل شدیدی به شروع رابطه داره ولی !

 آیا در حضور دوست جدید معنوی و به این باصفایی میتوان گناه کرد !؟

 نگاه هامون, رابطمون با همکلاسی های نامحرم و اساتید نامحرم, چت با نامحرم, غیبت, دروغ, کاهل نمازی, کم فروشی, کم کاری در شغل, بداخلاقی در منزل و ..... 

                                                  جواب این سوال با خود شما....

  گام (7) : اولین پاسخ شهید :

                              کمی صبر و استقامت در گام 6 آنچنان شیرینی ای در این گام برای شما خواهد داشت که در گام بعدی انجام گناه براتون سخت تر از انجام ندادن اونه !

      ░ با توسل به دوست شهید و مصلحت خدا برخی نشانه ها را خواهید دید (ان شاء الله) : 

خواب دوست شهیدتون.        

انواع روزی های معنوی جدید !       

لذت عبادت و نمازهایی با حس و حال جدید !

دعوت به قبور شهدا و راهیان نور جنوب و غرب. 

دوستان معنوی جدید.    

پیامی, نشانه ای, گفتگویی و.....

  گام (8) : حفظ و ارتقاء رابطه تا شهادت :

 

گام های سختی را گذرانده اید. درسته ؟

      حال به مدد دوست شهید میتونید توسل به ائمه اطهار (سلام الله علیهم) را بصورتی جدید و شیرین تر پی بگیرید...

             و در نهایـــــت به خود خـــــــدا برسید... ( نسئل الله منازل الشهــــــداء)

مطمئنا با شیرینی ای که چشیده اید از این مسیر خارج نخواهید شد... اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:سه شنبه 13 خرداد 1393-11:28 ق.ظ

امام سجاد(ع)

« مقام حضرت عباس سلام الله علیه »
امام سجاد علیه السلام:
براى عبّاس علیه السلام، نزد خداوند ـ تبارك و تعالى ـ، منزلتى است كه همه شهدا در روز قیامت، به او رَشك می‌برند.
الأمالى ، صدوق : ص ۵۴۷ ح ۷۳۱ / گزیده دانشنامه امام حسین علیه السلام، ص 580



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:دوشنبه 1 اردیبهشت 1393-01:18 ب.ظ

شعر





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:دوشنبه 1 اردیبهشت 1393-01:15 ب.ظ

دانشگاه

دانشگاه انتظار بعد از 1200 سال همچنان دانشجو می پذیرد:

متاسفانه این دانشگاه

هنوز 313 فارغ التحصیل هم نداشته است ,

این دانشگاه در تمام شبانه روز از شما آزمون

به عمل می آورد .


مدارک لازم برای ثبت نام :

1. نماز اول وقت

2 . ولایت مداری

3 . دائم الوضو بودن

4 . دلی پر از ثواب و قلبی آکنده ازیاد خدا داشتن





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:جمعه 29 فروردین 1393-02:41 ب.ظ

الگوی یاران امام مهدی (ع) :

یکی از نیازهای اساسی منتظران در عصر غیبت، لزوم برخورداری از الگوهای عملی، در مسیر خودسازی و نیز همراهی و مساعدت امام معصوم است، کسانی که توانسته باشند در عرصه عمل، برای تحقق اهداف و آرمان‌های امام خود، جان فشانی کنند و نمونه‌های روشنی در طریق اطاعت و سرسپردگی باشند و به راستی، چه کسانی شایسته‌تر از یاران امام حسین علیه السلام؟!
یارانی که امام خود را در تحقق بخشیدن به اهدافش یاری کردند؛ یاران بزرگ و مجاهدی که عقل بشری از درک مقامشان عاجز است؛ آن‌هایی که امام معصوم علیه السلام، در وصفیشان فرمود: «فَإنی لا أعلمُ أصحاباً أوفی و لا خیراً أصحابی...؛ من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خود نمی‌شناسم.»1در حقیقت یاران اباعبدالله علیه السلام، معیارهایی را در اختیار ما قرار داده‌اند تا به وسیله‌ آن‌ها، خود را محک زده و با عمل به آن‌ها، خود را برای قیام جهانی و روز باشکوه ظهور، آماده‌تر سازیم. 



edame

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:جمعه 29 فروردین 1393-02:22 ب.ظ

اهداء ثواب نماز و قرائت قرآن به امام زمان (عج)

ائمه معصومین، علیهم السلام از این هدیه ها بی نیازند، همانگونه که دریا از آنچه ابرها بر آن می بارند بی نیاز است . ولی ما بی نیاز نیستیم از اینکه به ایشان هدیه ای تقدیم نماییم

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:جمعه 29 فروردین 1393-02:19 ب.ظ

فواید خواندن دعای فرج :

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ

صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ

فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ

وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً

وَدَلیلاً وَعَیْناً

حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً

وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

۱-  مایه ناراحتی شیطان لعین است.
۲-  مایه استجابت دعا می شود.
۳-  باعث نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان می شود.
۴-  باعث آمرزش گناهان می شود.
۵-  شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :faeze moradi
تاریخ:جمعه 29 فروردین 1393-02:16 ب.ظ

ای کاش هر روز زیارت عاشورا می خواندم ...

شیخ عبدالهادی حائری مازندرانی از پدر خود حاج ملاابوالحسن نقل می کند:


من حاج میرزا علی نقی طباطبائی را بعد از رحلتش در خواب دیدم و به او گفتم:

آرزویی هم در آنجا داری؟


گفت: هیچ آرزویی ندارم جز این که چرا در دنیا هر روز زیارت عاشورای امام حسین علیه السلام را نخواندم.


رسم سید این بود که دهه محرم زیارت عاشورا می خواند نه در تمام سال؛ از این رو افسوس می خورد که چرا تمام سال نمی خواندم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic